کد خبر: ۲۶۱۶۲۶
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۳
حسین جمشیدی؛

مدارس؛ مراکز بازتولید نابرابری در ثروت و قدرت

خرداد/ ارسالی مخاطبین- حسین جمشیدی؛ در دنیای امروز تحصیلات و آموزش نقش بسیار پررنگ و مهمی در سرنوشت انسان ها بازی میکنند.  به نوعی این موضوع که افراد در آینده می توانند چه شغلی کسب کنند، از چه طبقه و گروهی همسر خود را انتخاب کنند و حتی نوع پوشش و رفتار تاحد بسیار بالایی در گرو آموزش و پرورش است. آموزش و پرورشی که هدف آن ایجاد فرصتی است تا توانایی و استعدادها را پرورش دهد و افراد را بر اساس شایستگی به جایگاه های ارزشمند خود در جامعه برساند. همچنین آموزش و پرورش همواره در تمام جوامع مدعی به عنوان وسیله ای برای برابرسازی و برقرار کردن عدالت اجتماعی به حساب می آید. برابری و عدالتی که به نظر میرسد در سیستم آموزشی ما به فراموشی سپرده شده است.

در مورد تاثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و طبقاتی در بازتولید نابرابری ثروت و قدرت در آموزش و پرورش تحقیقات بسیاری صورت گرفته است.  مانند تحقیقات جیمز کلمن در ایالات متحده و بوردیو در نظام آموزشی کشور فرانسه. مسئله ای که در اینجا حائز اهمیت است پاسخ به این سوال است که آیا آموزش و آموختن در نظام آموزش و پرورش کشور به کاهش نابرابری های ثروت و قدرت کمک میکند؟

در جواب سوال بالا باید گفت که اگر عوامل اجتماعی و فرهنگی و طبقاتی فرد بر روند تحصیلات او در مدارس و مراکز آموزشی تاثیری نگذارد ، بدین معنی که خط فاصله ای عظیم میان گروه بالادست نشین و طبقه فقیر نشین در نظام آموزشی نباشد آن نظام به کاهش نابرابری کمک خواهد کرد و در غیر این صورت آن نظام آموزشی خود تبدیل میشود به وسیله ای برای بازتولید نابرابری به گونه ای که در راستای افزایش قدرت و ثروت طبقه دارا و تثبیت فقر طبقه زیردست نشین فعالیت خواهد کرد. 

در جامعه ما مدارس به انواع گوناگون تقسیم میشوند که مدارس دولتی و غیر دولتی به نوعی معمول ترین آن هستند. شاهد آن هستیم که خانواده ها در ازای یک سال تحصیل فرزندشان در مدارس غیر دولتی مبالغی تا ۲۰ میلیون و یا بیشتر را پرداخت میکنند و در مقابل آن خدمات بسیاری برای دانش آموزان خود دریافت میکنند. خدماتی چون آموزش بهتر توسط آموزش دهندگان باسطوح بالاتر، توضیع غذا و بسته های غذایی با کیفیت مطلوب، برگزاری اردوها و برنامع های مشترک هنری فراوان و ... این در حالی است که همچنین در میان مدارس دولتی کشور نیز شاهد تفاوت های بسیاری هستیم، مدارس بالای شهر با ساختمان های زیباتر، کلاس هایی با تراکم جمعیت کمتر و خدمات بهتر، و در مقابل مدارس جنوب شهر با کیفیت بسیار ناچیز ...

بوردیو جامعه شناس فرانسوی معتقد است که کودکان با توانایی و زمینه های یکسان وارد مراکز آموزشی نمیشوند- مسئله ای که امری بدیهی می باشد- برخی از آن ها در خانواده هایی فرهیخته و طبقه بالانشین وارد نظام آموزش میشوند و عده ای از خانواده های فقیر که زمینه های کودکان گروه اول را ندارند. در این زمان آموزش و پرورش باید با استفاده از نوعی تبعیض که از آن به عنوان «تبعیض مثبت» نام برده میشود، فرایندی را دنبال کند که در نتیجه آن برابری میان این دو گروه به وجود آید تا تمامی کودکان بتوانند با توانایی های مشاهده دوره تحصیلی را به پایان برسانند. این مسئله بدان معنی نمیباشد که نسبت به کودکان طبقه بالا بی تفاوت باشیم، بلکه مقصود آن است تا شرایطی به وجود آید که در سیستم آموزشی با افرادی که از زمینه های ابتدایی مناسب برخوردار نبوده اند بیشتر کار شود تا بتوانند کمبود ها را جبران کرده و در یک سطح تقریبا برابر قرار گیرند.

از نظر بوردیو این فرایند در نظام آموزشی فرانسه رخ نمیدهد که میتوان آن را به نظام آموزشی جامعه ایران نیز تعمیم داد. این سیستم غلط باعث آن میشود که تحصیلات، دانش و مدرک و در نتیجه سطوح درآمدی و جایگاه اجتماعی افراد در آینده در گرو ثروت و قدرت باشد، خانواده های سرمایه دار کودکان خود را با صرف هزینه های بسیار به پیشرفت سوق میدهند در حالی که کودکان خانواده فقیر با مسیری پر از پستی و بلندی مواجه خواهند شد. در نتیجه تمام این اشتباهات که در اکثر نظام های آموزشی دنیا رخ میدهد مدرسه تبدیل به یک سیستم بازتولید نابرابری میشود، موضوعی که بوردیو آن را خشونت نمادین می نامد و این خشونت در نهایت نظام آموزشی مبتنی بر طبقات را به وجود می آورد که در آن ثروت و قدرت انتظار ژن های خوب را میکشد و فقر و دشواری انتظار کودکانی از طبقات پایین جامعه را .
کارشناس و دبیر جامعه شناسی
پربیننده ترین
چند رسانه ای
خواندنی
گشت‌وگذار خبـری
نظـرگـاه