در انتقام گرفتن، انسان با دشمن خود برابر است؛ ولی در چشم‎پوشی از آن، او مقامی بالاتر دارد.  (فرانسیس بیکن)

      
کد خبر: ۲۹۸۲۷۹
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۷
به بهانه مطلبی درخصوص فقر روش شناسی در علوم انسانی کشورتوسط آقای پیام فضلی نژاد :

ضرورت پذیرش نگاههای رقیب در جامعه علمی کشور

خرداد- محمدرضا عبداله پور؛ ظاهراً یکی از نظریه پردازان جوان در مطالبی، نقدی بر روش شناسی علوم انسانی ، فلسفه علم و... در کشور  وارد و عزیزانی را نیز به علت عدم آگاهی در این حوزه ها ، نکوهش نموده اند. البته این نقد بجا و صد البته سالهاست که دوستان دانشگاهی این موضوع را گوشزد نموده اند ، بنابراین باید به آسیب شناسی و تدقیق این ابر چالش مجامع علمی ، همت گمارد . باید عنوان نمود که کنش در میدان فلسفه علم و روش شناسی علمی ، تلفیقی از فیزیک و متافیزیک است و دسترسی به آن نیز در تخصص فیلسوف علم بوده و بنابراین ، اظهار نظر سطحی در این میدان نیز ، کاری عبث است . علی ایحال مواردی را ایشان مطرح نموده اند که قابل تامل و تعمق است چرا که سالهاست که جامعه علمی کشور با آن درگیر بوده است . فارغ از نگاه سیاسی و جناحی و این موضوع که کسی نمی تواند داعیه دار انحصار علم و دانش ، باشد ، مواردی در این خصوص ، الزامی است که تعمیق آن در محافل علمی ، باعث بالندگی جامعه علمی ، علی الخصوص علوم اجتماعی می گردد.   پلورالیسم یک نحله وارداتی از غرب نیست که به آن تاخت .عامل نضج قرون طلایی تمدن اسلامی ، تعدد نگاههای رقیب و پارادیمهای معرفت شناختی ، متفاوت بود . مگر نه اینکه اشاعره و معتزله ، دستگاههای فلسفی و ایمانی آغازین را شروع و مفصل بندی گفتمان راستین شیعی ، متاثر از معتزله سنی بود . اتفاقا در همان زمان ، تمدن اسلامی نیز مملو از پارادیم های رقیبی برای فقه مانند ، فلسفه و عرفان بوده  که از قضا باعث بالندگی فقهی نیز گردید . در دوران مدرن و پست مدرن نیز متاثر از نگاه هژمونیک فقه بر سایر وجوه علمی و ایزوله شدن فلسفه و تعارض فقهی بین نحله های فقهی ، علم در ایران دچار شکافی ژرف شد که متاسفانه متفکران ایران زمین را وامدار فلاسفه غربی نمود .با این وجود هر گونه بحثی از فلسفه علم ، لاجرم بر  مدار فیلسوفان علم مانند پوپر ، کوهن ، لاکاتوش ، فیرابند و.... ، می گردد که البته کد ناامنی برای ارجاع دهندگان است .  
البته و شوربختانه در سالهای اخیر هیچ گونه الگوی جدیدی در آموزش عالی به خصوص در علوم انسانی دیده نشده است . البته با تاسی از نظریه کوهن و ساختار انقلاب علمی و شیفت پارادیمی می توانیم این نظریه را به آموزش عالی تعمیم دهیم و در این راستا باید عنوان نمود که اولاً باید جامعه علمی  شکل گرفته باشد ثانیاً ، پارادیم های علمی رقیبی وجود داشته باشد که برنامه های یکدیگر را به چالش کشند ثالثاً ، پارادیم هاآن قدر تاثیر گذار باشند که بتوانند راهنمای گزینش مسائل بوده و راه حل هائی پیشنهاد کنند و رابعاً ، به اندازه ای فضای آکادمیک و نقد وجود داشته باشد که اساتید بتوانند داعیه های خود را با صراحت بیان کنند و جامعه علمی  ، مجمعی آزاد برای بحث درباره چگونگی این داعیه ها فراهم آورد . با قرار نگرفتن موارد  فوق الذکر در علوم انسانی کشور   ، نه تنها بسیاری از نگاههای رقیب به حاشیه رفته ، بلکه علم به ابزار ایدئولوژیک ساختار مبدل گشته که نقش آن صرفا بازتولید روابط و معانی ایستا و کلاسیک  و لذا علم و هرگونه پارادیم علمی  نیز با بحران اعتبار مواجه شده است . بنابراین نقش اپوزیسیون علمی و دانشگاهی ، ضرورتی انکارناپذیر در ارتقا الگو و پارادیم های علمی جدید است . از سویی ،  گرچه سازه های علم و هر علمی بالخص لیبرالیسم و تمامی علوم سکولار نیز بر خلاف آموزگاران آنها ، ایدئولوژیک و مسبب بسیاری از سیه روزی های بشر مدرن ،  ولی هرگاه علوم انسانی حداقل در روبنای خود  از کد گذاری های سیاسی و ایدئولوژیک ، فارغ شد ، انگاه همان علوم انسانی نیز به ریل خود بازخواهد گشت  . در پایان باید گفت ، هرگاه در کنار عزیزانی همچون رحیم پور ازغدی ، زرشناس ، سعید زیباکلام و ... ، که بسیار محترم و قابل احترامند ،اندیشمندان دیگری  مانند عبدالکریم ، عبدالکریمی و.... ، حضور داشته باشند ، یقیناً ، دغدغه دلسوزان عرصه علمی و علوم انسانی نیز  ، مرتفع میگردد. چرا که فهم ما از متون دینی نیز رجحان کیفیت رادیکال تشیع بر هر گونه جریان محافظه کار ، اصالت دادن به تحرک و طغیان  و  عنادورزی با نگاههای ایستا است . 

دکتری علوم سیاسی و استاد مدعو واحد علوم و تحقیقات تهران
پربیننده ترین
چند رسانه ای
خواندنی
گشت‌وگذار خبـری
نظـرگـاه