کد خبر: ۴۱۰۵
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۲ - ۱۹:۳۸
بررسی رابطه متقابل دولت و رسانه
در متون علوم سیاسی جمله متداولی از یکی از اندیشمندان این عرصه رایج است که می گوید: «رسانه ها رکن چهارم دموکراسی هستند» و این رکن چهارم با در پیش گرفتن رویکردی حرفه ای، می تواند نقش سازنده ای در پیگیری مطالبات جامعه بر عهده گیرد.

 سرویس سیاسی خرداد/ سعید جعفری: در متون علوم سیاسی جمله متداولی از یکی از اندیشمندان این عرصه رایج است که می گوید: «رسانه ها رکن چهارم دموکراسی هستند» و این رکن چهارم با در پیش گرفتن رویکردی حرفه ای و البته اخلاقی،  می تواند نقش سازنده ای در پیگیری مطالبات جامعه بر عهده گیرد؛ هرچند در برخی موارد، این رویکرد حرفه ای و اخلاق مدار، جای خود را به رویه هایی ناصحیح و غیر اخلاقی می دهد.

هر روز گمانه زنی های جدیدی از اعضای کابینه آینده دولت تدبیر و امید به گوش می رسد، کارشناسان مختلف، سیاستمداران و جریان های مختلف سیاسی، هر یک بر اساس حدس و گمان و البته ارتباطات شان، از لیست های مختلفی سخن به میان می آورند که به زعم آنها محتمل ترین افراد برای تصدی وزارت خانه های دولت تدبیر و امید به شمار می روند. این مسئله از چندین بعد می تواند مورد بررسی قرار گیرد، در بعد اول این اتفاق، کارشناسان و تحلیلگرانی قرار دارند که با دید منصفانه و کارشناسانه و بر اساس ادراک و تحلیل خود، به گمانه زنی در این وادی می پردازند. این کارشناسان بعضا می توانند بر اساس ارتباطاتی که با برخی مشاورین و نزدیکان دکتر روحانی دارند، تخمین هایی نزدیک به واقعیت داشته باشند و کابینه احتمالی را پیش بینی نمایند.

اما بعد دیگر این داستان، پیش بینی های هدفمند و برنامه ریزی شده ای است که برخی از ناظران و افراد نزدیک به جریان های سیاسی مختلف، سعی دارند با متوسل شدن به آن، به نوعی جامعه را آماده پذیرش و معرفی فرد مورد نظر خود بنمایند؛ به عبارت دیگر برخی از احزاب و فعالین سیاسی، با مانور دادن روی شخصیت هایی (که شاید در لیست افراد مورد نظر دکتر روحانی برای معرفی وزرا قرار نداشته باشند) سعی دارند آنها را به نوعی به دکتر روحانی و شاید به جامعه تحمیل نمایند. طرح بحث هایی پیرامون افرادی که کمترین قرابتی با گفتمان اعتدال دکتر روحانی ندارند، تنها از این منظر قابل تحلیل و تبیین است. هرچند با توجه به ذکاوت ذاتی شیخ دیپلمات، بسیار بعید است که چنین فضاسازی های رسانه ای تاثیر چندانی بر رویکردها و انتخاب های ایشان بگذارد؛ اما در این میان، مسئله قابل طرح اینست، که تداوم چنین فراگردی می تواند اذهان عمومی جامعه را سمت و سویی کاذب دهد و حتی بعضا انتظاراتی را در میان مردم ایجاد نماید که عدم تحقق آن پیش بینی ها منجر به بروز و ظهور نارضایتی ها در میان مردم شود.

بر همین اساس، این مسئله در دو سطح قابل بررسی است، سطح اول که در حیطه وظایف رسانه هاست و درچارچوب آگاهی بخشی حقیقی آنها مورد تحلیل قرار می گیرد.  به نظر می رسد، مصادره به مطلوب جریان های سیاسی خصوصا طیفی که تا پیش از انتخابات از هرگونه تهمت، توهین و افترا به دکتر روحانی دریغ نمی ورزید، باید مد نظر جامعه قرار گیرد و رسانه ها هم در این میان نقش حائز اهمیتی را بر عهده دارند و به عنوان رکن چهارم دمکراسی وظیفه ای خطیر را بر گردن دارند. ناگفته پیداست، هرچند مردم با عنایت به رصد طرح دیدگاه های جریان های مختلف و رجال سیاسی به درک لازم جهت تشخیص سره از ناسره و همچنین جداسازی حقیقت از ریا و تزویر رسیده اند، اما رسانه ها به عنوان عنصر روشنگر جامعه، باید رفتارهای چندگانه و بعضا متناقض این افراد را بازخوانی نموده و آن را در معرض دید و قضاوت افکار عمومی قرار دهند. مسلما فراموشی اظهارات تند و صریح طیف رادیکال اصول گرا، علیه جریان اعتدال امری بسیار دشوار است، اما این مسئله هم باعث نخواهد شد رسانه ها از وظیفه اصلی خود در این زمینه باز بمانند.

اما سطح دوم مربوط به شخص دکتر روحانی می شود. بر همین اساس، اگر بنا باشد بحث چگونگی انتخاب کابینه دکتر روحانی را مورد کنکاش و مطالعه قرار دهیم، نیک است به سخنرانی ایشان در همایش افق رسانه ملی اشاره ای شود، ایشان در آن سخنرانی در عین اینکه تایید می نمایند رئیس جمهور تمام مردم ایران هستند، بر این امر نیز تاکید می ورزند که رای و نظر اکثریت جامعه برای ایشان در اولویت است. اکثریت جامعه از ایشان چه خواسته است؟ عموم مردم ایران با چه شناختی به دکتر روحانی رای داده است؟ آیا غیر از اینست که برنامه های ایشان، باعث نگاشته شدنِ نام حسن روحانی در بیش از 50 درصد از تعرفه های رای گشته است؟ آیا غیر از اینست که به علت حضور افراد، بزرگان، کارشناسان، مدیران و صاحبنظرانی که در کنار ایشان بوده اند، شیخ دیپلمات، موفق به کسب اکثریت آرای ایران زمین شده است؟ اگر پاسخ این سوالات آری است که هست، به نظر نمی رسد سخن گفتن از به کارگیری افرادی که فصل مشترکِ اندکی با گفتمال اعتدال دارند، چندان به کار آید. هرچند نباید این نکته را نیز فراموش کرد که دولت تدبیر و امید سعی دارد با بکارگیری از تمام ظرفیت های موجود در کشور، راه آبادی و آبادانی کشور را در پیش گیرد، اما حتی علم به این مسئله هم باعث نخواهد شد، تفاوت های بنیادین ایستاری و ساختاری میان تفکر دکتر روحانی با این جریان ها، به بوته فراموشی سپرده شود.

به نظر می رسد، همانگونه که دکتر روحانی هم در سخنان خود بر این امر تاکید ویژه ورزیده اند، انتظار اصلی جامعه از ایشان اینست که توجه و عنایت ویژه به نظر و عقیده اکثریت مردم، در تصمیم سازی و سیاست گذاری های ایشان در اولویت قرار گیرد. بدیهی است، این اولویت در ارج نهادن به حضور افرادی است که در پیروزی ایشان نقش قابل اعتنایی ایفا کرده اند، چراکه ناگفته پیداست کسب این پیروزی بدون درنظر گرفتن نقش این افراد، دور از تصور است.

در پایان رصد تحولات رخ داده پس از اعلام نتایج انتخابات، نشان از تلاش گسترده اصولگرایان برای سهم خواهی و البته مصادره این پیروزی می دهد. این تلاش البته از سوی رسانه های این جریان هم به شکل گسترده تری در حال انجام است و سایت ها و روزنامه های وابسته اصولگرایی با رواج نوعی جوسازی رسانه ای، نوعی فضای مسموم ایجاد نمایند تا با عنایت به آن، بتوانند از آبی که خود آن را گل آلود کرده اند، ماهی بگیرند. حتی اظهارات دکتر روحانی در دیدار با روحانیون و دعوت از رسانه ها برای خودداری از ایجاد چنین فضایی هم تاثیر چندانی از خود بر جای نگذاشته است و این روند ناصحیح همچنان در سطوح بالا مشاهده می گردد.

 بر همین اساس به نظر می رسد توجه ویژه تر به کارویژه اصلی رسانه، از طرف دولت تدبیر و امید می تواند؛ نقش موثری در پاکسازی این فضای آلوده شده، ایفا نماید. بدیهی است؛ لزومِ مد نظر قرار گرفتنِ رسانه هایی که بدون هیچ چشم­داشتی و تنها بر اساس ساز و کار حرفه ای امر رسانه، سعی در آگاه سازی جامعه و همچنین روشن کردن جریان سازی های کاذبی که از سوی رسانه های غیر حرفه ای در حال انجام است، امری ضروری به نظر می رسد.  

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
چند رسانه ای
پر بحث ترین
خواندنی